تفکر مثبت

ترویج مثبت اندیشی و ارائه راهکارهای رسیدن به موفقیت

چه توقعی دارید ؟

افراد جامعه و خانواده بنا به شناختی که از یکدیگر دارند رفتارهایی را در دیگران پیشگویی می کنند و انتظاراتی از آنها دارند.
آقای «الف» در چنین شرایطی عصبانی می شود.خانم «ب» در چنین موقعیتی این گونه رفتار می کند. آقای «ب» با این پیشنهاد موافقت خواهد کرد.
این همه پیش بینی رفتار دیگران، نشان دهنده ی انتظارات ما از آنهاست. توقعات ما از افراد خانواده نسبت به دیگر افراد بیشتر است و به سختی می توانیم رفتارهای منفی آنها را نادیده بگیریم.
انتظارات مثبت : توقع زیاد از دیگران باعث می شود احساس شکست کنیم و تصور ما این است که مطابق میل ما عمل نشده است.
انتظارات منفی : گاه داشتن انتظارات منفی باعث واکنش معکوس فیزیولوژیک آنهاست.
 وقتی به کسی می گویید: «تو نمی توانی این کار را انجام دهی»، او  می گوید: «اوه چرا می توانم.» در واقع شما باعث می شوید تا برای انجام آن کار برانگیخته شود.  ولی بیشتر اوقات این خطر وجود دارد که فرد شنونده ی پیام، احساس  ناامنی کند و اشتباهات خود را تاییدی برای پیشگویی دیگران بداند.انتظارات مثبت و منفی، شما را تحت تاثیر قرار می دهند، نمی توانی خودت باشی، احساس راحتی نمی‌کنی، رفتارت طبیعی نیست و در نتیجه، ارتباط شما با دیگران تحت تاثیر قرار می گیرد و باعث آزارتان می شود.اگر این گونه انتظارات باعث آزار شما نمی شوند قبول کرده اید که اطرافیان هنوز به قدر کافی شما را نشناخته اند یا هنوز به رفتار شما عادت نکرده اند.اما اگر نمی توانید این انتظارات را نادیده بگیرید به این شکل عمل کنید:در مرحله ی اول شناخت بیشتری نسبت به انتظارات و توقعات اطرافیان پیدا کنید. معمولاً افرادی که در جایگاه بالاتر از شما قرار گرفته اند انتظاراتی نیز از شما دارند. شاید انتظار دارند مانند آنها عمل کنید. یا هرگز مثل آنها عمل نکنید. آنها خودشان را در شما می بینند و می خواهند دوباره از طریق شما زندگی کنند، آنچه را که موفق به انجام آن نشده اند انجام دهند و اشتباهات را جبران کنند. در مرحله بعد با آنها صحبت کنید و بگویید چه احساس ناخوشایندی دارید. در مورد تاثیر انتظارات آنها در زندگیتان صحبت کنید. اگراین کار را انجام ندهید هرگز متوجه اشتباه خود نمی شوند.به آنها اجازه دهید خود واقعی شما را بشناسند. با انتظارات آنها سازش نکنید. تصمیم بگیرید فرد متفاوتی باشید. خودتان باشید. آنچه را صحیح می دانید انجام دهید. با آنها با احترام صحبت کنید و آنها را به دنیای خودتان وارد کنید.
به خود واقعی دیگران احترام بگذارید تا آنها هم خود واقعی شما را بشناسند و به شما احترام بگذارند. درک خود واقعی افراد، باعث تعادل انتظارات و توقعات ما از آنهاست.

------------------------------------------------------

پ . ن : این پست توسط نگار عزیز نوشته شده بود ٬ ولی به خاطر اینکه فونت ها مشکل داشتن من دوباره ایجادش کردم .

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 23:58  توسط حامد  | 

 

يادداشت هاي يك ديوانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 11:28  توسط حامد  | 

قدرت کلمات!!!

روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي كوچيك تصميم گرفتند كه با هم مسابقه ي دو بدهند.
هدف مسابقه رسيدن به نوك يك برج خيلي بلند بود.
جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند....
و مسابقه شروع شد....

راستش, كسي توي جمعيت باور نداشت كه قورباغه هاي به اين كوچيكي بتوانند به نوك برج برسند.
شما مي تونستيد جمله هايي مثل اينها را بشنويد:
"اوه,عجب كار مشكلي!!"
"اونها هيچ وقت به نوك برج نمي رسند."
يا:
"هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست.برج خيلي بلند ه!"

قورباغه هاي كوچيك يكي يكي شروع به افتادن كردند...
بجز بعضي كه هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر مي رفتند...
جمعيت هنوز ادامه مي داد,"خيلي مشكله!!!هيچ كس موفق نمي شه!"
و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف ... ولي فقط يكي به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....
اين يكي نمي خواست منصرف بشه!

بالاخره بقيه از ادامه ي بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه كوچولو كه بعد از تلاش زياد تنها كسي بود كه به نوك رسيد!

بقيه ي قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند او چگونه اين كا ر رو انجام داده؟

اونا ازش پرسيدند كه چطور قدرت رسيدن به نوك برج و موفق شدن رو پيدا كرده؟
و مشخص شد كه... برنده ي مسابقه كر بوده!!!

نتيجه ي اخلا قي اين داستان اينه كه:

هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس كننده ي ديگران گوش نديد... چون اونا زيبا ترين رويا ها و آرزوهاي شما رو ازتون مي گيرند--چيز هايي كه از ته دلتون آرزوشون رو داريد!

هيشه به قدرت كلمات فكر كنيد.

چون هر چيزي كه مي خونيد يا مي شنويد روي اعمال شما تأثير ميگذاره پس:
هميشه....
مثبت فكر كنيد!
و بالاتر از اون

كر بشيد هر وقت كسي خواست به شما بگه كه به آرزوهاتون نخواهيد رسيد!
و هيشه باور داشته باشيد:

من همراه خداي خودم همه كار مي تونم بكنم

+ نوشته شده در  شنبه 19 مرداد1387ساعت 19:13  توسط نگار  | 

تازه وارد

سلام

نمی خوام جای حامد روبگیرم اما من از این به بعد اینجا میخوام  بنویسم!!!

حامد قویتر ازاینا بودی هنوزم هستی !!میدونم میخوای استراحت کنی مثبت دیدنم حدی داره نگران

نباش من هستم منیکه خسته ازمنفی بودن هستم!!!

میدونم دیر اومدم اما اومدم قبولم می کنی؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 21:18  توسط نگار  | 

يادداشت هاي يك ديوانه

به وبلاگ جديدي نقل مكان كردم ، احتمالا ً ديگه اينجا نمينويسم .

يادداشت‌هاي يك ديوانه

www.Deevane.Blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 12:36  توسط حامد  | 

شاملو

 

بايد استاد و فرود آمد
بر آستان دري كه كوبه ندارد
كه اگر به گاه آمده باشي دربان به انتظار توست
و اگر بيگاه ، به در كوفتن ات را پاسخي نمي آيد.

امروز هشتمین سالمرگ احمد شاملو است.

----------------------------------------------------------------

اطلاعيه ی کانون نويسندگان ايران

درباره ی گرامیداشتِ هشتمين سالگرد درگذشتِ احمد شاملو

در هشتمين سالگرد درگذشت احمد شاملو، بزرگ شاعر ايران و جهان که در سراسر عمر از عشق و آزادی و پيکار با نيروهای جهل و تاريکی سرودی ديگرگونه ساز کرد، بر مزارش گرد هم میآييم و ياد تابناکاش را گرامی میداريم.

زمان: 2 مرداد 1387، ساعت 5 بعد از ظهر، گورستان امامزاده طاهر، مهرشهرِ کرج.

اتوبوسها از ميدان انقلاب، جنبِ دانشکده ی دامپزشکی، راس ساعت 4 بعد از ظهر به سوی مزار حرکت خواهد کرد.

هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 9:22  توسط حامد  | 

تقیه’ درد

 

... با دردها و زشتي‌ها و ناكامي‌ها آسوده‌تر مي‌توان " تنها " ماند ، بي‌همدرد ، بي‌غمگسار ، بي‌دوست . در دردها دوست را خبر نكردن خود يك عشق ورزيدن است . تقيه‌ي درد زيباترين نمايش ايمان است . به محبت خلوصي مي‌بخشد كه سخت شيرين است .

رنج تلخ است اما هنگامي كه تنها مي‌كشيم تا دوست را به ياري نخواهيم ، براي او كاري مي‌كنيم و اين خود دل را شكيبا مي‌كند ، طعم توفيق مي‌چشاند .

 

 

هبوط - دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 19:59  توسط حامد  | 

یه سوال ...

 

اگر همین امروز بفهمید که فقط شش ماه دیگه فرصت برای زندگی دارید ٬ چکار میکنید ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 13:50  توسط حامد  | 

برای بهترین دوستم

مي‌خواستم دلداريت دهم اما ، بغض چنان راه گلويم را بست كه حتي تاب نفس كشيدن نداشتم.

مي‌خواستم دلداريت دهم ، ياد زماني افتادم كه كسي بايد دلداريم مي‌داد و نداد ؛ حتي كسي نبود تا در اشكهايم شريك شود.

تاب نياوردم ، در خلوتم گريستم ، شايد براي خودم ، براي ضعف خودم كه حتي توان هم‌دردي ندارم.

 

گفتي دعايش كن ....

بر نا پاكي خودم گريستم كه ديگر دعاهايم نيز كارساز نيستند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 19:6  توسط حامد  | 

کارها...

 

برخی کارها را دوست داریم انجام دهیم و انجام نمیدهیم .

برخی کارها را مجبوریم انجام دهیم و انجام نمیدهیم .

برخی کارها را نباید انجام دهیم و انجام میدهیم .

برخی کارها را هم نمیدانیم باید انجام بدهیم یا نه .

برخی کارها را نیز نمیدانیم که چرا انجام میدهیم یا نمیدهیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 18:48  توسط حامد  | 

مطالب قدیمی‌تر