اگر همین امروز بفهمید که فقط شش ماه دیگه فرصت برای زندگی دارید ٬ چکار میکنید ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 13:50 توسط حامد |
ميخواستم دلداريت دهم اما ، بغض چنان راه گلويم را بست كه حتي تاب نفس كشيدن نداشتم. ميخواستم دلداريت دهم ، ياد زماني افتادم كه كسي بايد دلداريم ميداد و نداد ؛ حتي كسي نبود تا در اشكهايم شريك شود. تاب نياوردم ، در خلوتم گريستم ، شايد براي خودم ، براي ضعف خودم كه حتي توان همدردي ندارم. گفتي دعايش كن .... بر نا پاكي خودم گريستم كه ديگر دعاهايم نيز كارساز نيستند.
+ نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 19:6 توسط حامد |
برخی کارها را دوست داریم انجام دهیم و انجام نمیدهیم .
برخی کارها را مجبوریم انجام دهیم و انجام نمیدهیم .
برخی کارها را نباید انجام دهیم و انجام میدهیم .
برخی کارها را هم نمیدانیم باید انجام بدهیم یا نه .
برخی کارها را نیز نمیدانیم که چرا انجام میدهیم یا نمیدهیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 18:48 توسط حامد |
آنچه که هستی آنقدر بلند در گوشم فریاد میزند ٬
که آنچه را که میگویی ٬
نمیشنوم .
+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 16:31 توسط حامد |
بعضی وقتا به دست آوردن یه چیزهایی به از دست دادن چیزهای مهمتر ٬ نمی ارزه!!!
پ.ن : تعبیری خودمونی از قانون هزینه - فرصت
+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 12:46 توسط حامد |
دو سال از اولین پستم گذشت . ازهمه کسانی که از وبلاگ من دیدن کردن باید سپاسگزار باشم ٬ چون باعث دلگرمی من بودند و دلیل اصلی ادامه کار این وبلاگ . بزودی یک نویسنده دیگه به من در نوشتن مطالب کمک خواهد کرد ٬ نگار عزیز که دانشجوی روانشناسی بالینی ِ ٬ البته به خاطر امتحانات یکم با مشکل کمبود وقت مواجهیم . امیدوارم بتونم تو تابستون همه این کم آپی ها رو جبران کنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 16:11 توسط حامد |
" ديگه كنترل اوضاع از دستم خارج شده. " "ديگه روي بچههام كنترل ندارم. " " كارهاي زيادي روي سرم ريخته كه قادر به انجامشون نيستم. " و ... اينها جملاتي هستند كه هر روز از زبان افراد مختلف ميشنويم، اما چرا و چه زماني حالتي پيش مياد كه كنترل اوضاع از دستمون خارج ميشه ؟ مسائل اطراف ما به دو وسته عمده تقسيم ميشوند ، دسته اول مسائلي هستند كه درباره آنها نگراني داريم و مراقب تغييرات آنها هستيم و دسته دوم مسائلي هستند كه هيچ نگراني درباره آنها نداريم . بحث ما درباره مسائلي است كه درباره آنها نگراني داريم و در حلقه نگراني ما قرار دارند . مسائل داخل حلقه نگراني به دو وسته تقسيم ميشوند؛ گروه اول مسائلي هستند كه روي آنها نفوذ داريم و ميتوانيم دربارهشان كاري انجام دهيم و روي آنها تاثير بگذاريم و دسته دوم مسائلي هستند كه نفوذ و كنترلي روي آنها نداريم . بطور مثال مسائل مربوط به تيم ورزشي مورد علاقه ما در دايره نگراني ما قرار دارند ولي روي آنها نفوذ و كنترلي نداريم پس در حلقه نفوذ ما قرار ندارند. مسلما ً وقتي انرژي و زمان خود را برروي مسائل خارج از دايره نفوذمان متمركز كنيم به هيچ نميرسيم و احساس ميكنيم كه تلاشهاي ما بيهوده هستند. با صرف نيرو وزمان روي مسائل داخل حلقه نفوذ ميتوانيم حلقه نفوذمان را گسترش دهيم و به اندازه حلقه نگراني برسانيم يعني روي تمامي مسائلي كه دربارهشان نگراني داريم، نفوذ داشته باشيم و حتي از اين هم فراتر برويم و حلقه نفوذمان بزرگتر از حلقه نگرانيمان شود. واما بلعكس با صرف نيرو و زمان روي مسائل خارج از حلقه نفوذمان باعث كوچكتر شدن حلقه نفوذمان ميشويم تا جائي كه ديگر روي كوچكترين و خصوصيترين مسائل زندگيمان نيز كنترلي نخواهيم داشت . پ.ن : ببخشيد كه دير آپ كردم .... 
+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 23:34 توسط حامد |
ببخشید که یه مدت آپ نکردم ٬ سرگرم درس و ۲ تا وبلاگ دیگه ام ٬ ولی حتما تا آخر این هفته آپ میکنم . دوستی تو قسمت نظرات گفته بود که دچار افسردگی شده ٬ و خواسته بود کتابی معرفی کنم ٬ مونای عزیز اگر ممکنه یاهو آی دی منو اد کن تا با هم یکم صحبت کنیم و من بتونم کمکت کنم ٬ اینجوری بهتر میتونم بگم که چیکار کنی . ---- پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم حافظ
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 23:11 توسط حامد |
زندگی قانون لیاقت هاست و هر کس به اندازه لیاقت و ظرفیتش بدست میاره
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 10:23 توسط حامد |
آخرين روزهاي سال ِ و همه دارند براي سال جديد آماده ميشن، همه خونه تكوني ميكنند و لباس و وسائل نو ميخرند و خودشون رو براي شروع سال جديد آماده ميكنند.
اما اين موارد همه در دنياي بيرون اتفاق ميافته، فكر نميكنيد كه همه ما به خونه تكوني دروني هم احتياج داريم ؟
چقدر خوبه كه به بهونه سال جديد يه سري به افكار و احساسات و روابطمون بزنيم ، بهتره يه نگاه دقيق به اتفاقات ِ سال گذشته بنداريم و ببينيم كجاي ذهنمون نياز به گردگيري داره، چه چيزهايي رو بايد دور بريزيم و چه چيزهاي جديدي بايد جايگزين اونها كنيم.
بيايد تمام افكار، احساسات و خاطرات بد رو روي يك تكه كاغذ بنويسيم و اون كاغذ رو پاره كنيم و توي سطل زباله بريزيم.
شايد دوستي باعث ناراحتي ما شده، بهتره اون خاطره بد رو دور بريزيم و آرزوي روابط و اتفاقات بهتر رو در سال جديد كنيم.
ممكنه براي يكي از ما اتفاق يدي افتاده باشه، اگر ميتونيم كاري درباره اون اتفاق انجام بديم، اون كار رو انجام بديم؛ در غير اين صورت بهتره اون رو به فراموشي بسپاريم.
عادتهاي بد ِ سال گذشته رو كنار بزاريم و عادتهاي جديدي رو جايگزين اونها كنيم ، به افكار و احساساتمون لباسهاي نو بپوشونيم و آماده شروع سالي جديد با افكار جديد بشيم.
+ نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت 12:13 توسط حامد |